|
عالیه صبور, دختر ایرانی- آمریکایی در سن ۱۹ سالگی موفق به کسب کرسی استادی دانشگاه شد و بدین ترتیب نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد . این عنوان از ۳۰۰ سال پیش تاکنون در اختیار کولین مک لورین، شاگرد فیزیکدان مشهور ایزاک (اسحاق) نیوتن بوده است. بیانیه مطبوعاتی کتاب رکوردهای گینس حاکی است عالیه صبور، جوانترین استاد تمام وقت دانشگاه است که تاریخ تاکنون به خود دیده است. گفتنی است شگفتی های این نابغه جوان تنها به رکورد جوانترین استاد دانشگاه ختم نمی شود. شاید عالیه صبور و گستره نبوغ او را باید مصداق عینی این گفته یوهان ولفگانگ گوته، شاعر و اندیشمند آلمانی دانست: دانایی به تنهایی کافی نیست. باید دانش را به کار بست. عالیه صبور در مصاحبه ای گفت: دانایی، توانایی است بویژه هنگامی که دانسته های خود را با دیگران شریک می شوی… و همین چند کلمه پرمغز کافی بود تا بیش از پیش تحسین عمومی را برانگیزد. عالیه صبور در سن ۱۰ سالگی وارد دانشگاه شد و در سن ۱۴ سالگی لیسانس خود را با درجه ممتاز در رشته ریاضیات کاربردی از دانشگاه ایالتی استونی بروک (در نیویورک) اخذ کرد. با این وصف او نخستین زن در تاریخ ایالات متحده است که چنین افتخاراتی را کسب کرده است. صبور، تحصیلات خود را در مقاطع کارشناسی ارشد و PHD در دانشگاه درکسل در رشته مهندسی متالورژی و مواد به پایان رساند… هنوز سه روز به نوزدهمین سالگرد تولد عالیه صبور باقی مانده بود(ماه فوریه گذشته) که کرسی استادی دانشگاه کونکوک کره جنوبی را به دست آورد.
و ما فقط با نام او.............. |
یاس بوی مهربانی می دهد . عطردوران جوانی می دهد. حضرت زهرا دلش از یاس بود . دانه های اشکش از الماس بود
--------------
شهادت حضرت صدیقه ی کبری فاطمه زهرا(س) تسلیت باد
سالروز شهادت بزرگ بانوی اسلام تسلیت باد
آسمان اين شبها كه ميرسد عجيب بيقراري ميكند
زمين داغ دلش تازه ميشود و زخم شرمش سر باز ميكند...
زينب و امكلثوم، كائنات را با موهاي خويش پريشان ميكردند
چروك بر پيشاني آسمان افتاده بود
زمين از درد به خود ميپيچيد
نالههاي فرشتگان داغ پيامبر را دوچندان ميكرد...
ولي چه بود آنچه آفرينش را بر پاي نگاه ميداشت؟
آسمان، اين شبها كه ميرسد عجيب بيقراري ميكند
زمين داغ دلش تازه ميشود و زخم شرمش، سر باز ميكند.
ملكوتيان حق دارند سر بر ديوار عرش بگذارند و هايهاي گريه كنند.
تنها خداست كه ميتواند تسلاي دل علي باشد.
ماه حق دارد كه گوشه اختفا را بر گريه اختيار كند
ستارگان چه كنند ، اگر سر بر شانه يكديگر نگذارند و مصيبت را زبان نگيرند
آن خانه نميدانم آن شب به چه قدرتي بر پاي ايستاده بود
آن مدينه چه مدينهاي بود كه چنين مصيبتي را تاب آورد و در هم نشكست
آن چه قبرستاني بود كه سرچشمه عصمت را در خويش فرو برد و دم بر نياورد،
آن چه خاكي بود كه به خود جرأت داد، فاطمه را از علي جدا كند؟
چرا آن خانه بر جاي ماند ؟
چرا مدينه ويران نشد ؟
چرا آسمان در خود نپيچيد ؟
چرا بغض زمين نتركيد ؟
چرا عالم فرو نريخت ؟...

s نهمین سال از کتاب "درسال 78 اتفاق افتاد، ابراهیم نبوی" گذشته بود
s هشتمین مجلس را انتخاب کرده بودیم
s هفتمین کشور تورم خیز جهان را بنام خود رقم زده بودیم!
s ششمین رئیس جمهوری را هم تجربه کرده بودیم !
s پنجمین کشور غنی و ثروتمند دنیا را هنوز در اختیار داشتیم
s چهارمین زندان روزنامه نگاران را در جهان به خود اختصاص داده بودیم
s سومین سال خدمت دولت مهرورز و عدالت محور را سپری کرده بودیم!
s دومین کشور از لحاظ بی اعتباری برای کسب ویزای کشورهای دیگر را اخذ نموده بودیم.

