آرام جان
آرام جان
دل آشفتهام درمان ندارد
به جز وصل رخت سامان ندارد
دل مجنون من در انتظارست
به غير از دوريت هجران ندارد
اسير خال و گيسوي تو مست است
به غير از عهد تو، دوران ندارد
دلم در باغ حُزنت گشت خاموش
مگر، جز ياد تو بستان ندارد
بيا و بر دلم آرام جان باش
كه غير از قُرب تو درمان ندارد
+ نوشته شده در جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ساعت 21:27 توسط مصطفی
|