تا به حال
هق هق گریه را
از پشت چهره ای که می خندد شنیده ای
مردی که هر شب
کاسه ماه را پر از اشک می کند و با آن
زخم کهنه اش را می شوید
و فردا
دوباره خورشید نمک بر زخمش می پاشد
او یکی از همین روزها خواهد رفت
بی آنکه باران ببارد
."
فرشته سعادتی "
+ نوشته شده در یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 15:51 توسط مصطفی
|